السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

136

تفسير الميزان ( فارسي )

زبانى به خبر دادن عملى و خارجى برگردانيده ، و حال آنكه هيچ جهتى براى اين كار وجود ندارد ، آن هم بعد از آنكه يوسف به حكايت قرآن گفته بود : « هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ . . . » * ( « وَجاؤُ أَباهُمْ عِشاءً يَبْكُونَ » ) * « عشاء » به معناى آخر روز است ، بعضى هم گفته‌اند به معناى مدت زمانى است كه ميان نماز مغرب و عشاء فاصله مىشود ، و اگر گريه مىكردند ، گريه شان مصنوعى و منظورشان اين بوده كه امر را بر پدر مشتبه سازند تا ايشان را در آنچه كه ادعا مىكردند ، تصديق كند ، و تكذيب ننمايد . * ( « قالُوا يا أَبانا إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ وَتَرَكْنا يُوسُفَ عِنْدَ مَتاعِنا فَأَكَلَه الذِّئْبُ . . . » ) * راغب در مفردات مىگويد : اصل كلمه « سبق » به معناى پيشى گرفتن در راه و امثال آن است ، مثل « فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً » ، كه به معناى تسابق و از يكديگر جلو زدن است ، مانند * ( « إِنَّا ذَهَبْنا نَسْتَبِقُ » ) * و نيز « وَاسْتَبَقَا الْبابَ » « 1 » . زمخشرى هم در كشاف گفته : « نستبق » به معناى « نتسابق » است و باب افتعال و تفاعل در معنا ، شريكند ، مانند « انتضال » و « تناضل » كه هر دو به معناى مسابقه در تيراندازى ، و « ارتماء » و « ترامى » كه هر دو به معناى تيراندازى است ، و امثال آن ، و معناى « نستبق » اين است كه « ما ، در دو و يا در تيراندازى تسابق كنيم » « 2 » . صاحب المنار هم گفته : معنايش اين است كه ما از محل اجتماعمان رفتيم كه مسابقه بگذاريم ، يعنى هر كدام همت كنيم از ديگرى جلو بزنيم ، پس استباق به معناى زحمت سبقت را تحمل كردن است ، و غرض از مسابقه و تسابق هم كه صيغه شان صيغه شركت است همين غلبه يافتن بر شريك است ، گاهى هم مقصود بالذات مىشود ، يا بخاطر غرض ديگر ، و از آن موارد يكى آيه « اسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ » است ، كه سبقت در اينجا به منظور غلبه نيست بلكه خودش منظور است . و آن جمله ديگرى كه بعدا مىآيد يعنى جمله « وَاسْتَبَقَا الْبابَ » اين معنا را افاده مىكند كه يوسف مىخواست از خانه بيرون رود ، و از آنچه زليخا در نظر داشت ( و به همان منظور او را دنبال كرده بود شايد بتواند او را برگرداند ) بگريزد و افاده اين معنا از صيغه مشاركت ( باب مفاعله و تفاعل ) برنمىآيد ، و زمخشرى با اينكه علامه لغت است و همچنين اتباعش ، متوجه اين فرق دقيق نشده‌اند . « 3 »

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « سبق » . ( 2 ) كشاف ، ج 2 ، ص 450 . ( 3 ) المنار ، ج 12 ، ص 266 .